قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

حضرت عشق جل جلاله
 

همه طلبه ها مثل هم زندگی نمی کنند

اما زندگی من با عده ای از آنها شباهت دارد

من زندگی خودم را قدم به قدم برایتان می نویسم تا زندگی عده ای از طلاب را برایتان شرح داده باشم

خدا کند مورد پسند امام زمانمان واقع شویم اگرچه هیچکس مارا نپسندد!!

در مورد تصویر سمت چپ، اینجا را کلیک فرمایید.

جهت مشاوره اعتقادی می توانید با حقیر تماس بگیرید: 09034608380


[ یادداشت ثابت - سه شنبه 91/6/15 ] [ 3:0 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

هم سن های دهه شصتی من حتما یادشان هست سالها پیش که وقت انتخاب رشته بود نمره بالاهای مدرسه رشته های ریاضی و تجربی می رفتند و نمره پایین ها انسانی! اگرچه بعدها رشته حقوق و پس از اشباع آن روانشناسی بخاطر شغلشان مطرح شدند و اشباع؛ ‌اما همچنان مهندس و دکتر شدن آرزوی بچه های ماست! آیا تا کنون بچه ای در پاسخ سوال تکراری «می خواهی در آینده چه کاره شوی؟» به شما پاسخ داده: اندیشمند، فرهیخته، متفکر، فیلسوف، جامعه شناس، مدیر، طلبه، حقوقدان، ادیب و...؟!

بله در اینکه یکی از مهمترین عوامل این مساله بحث نیاز مالی و گاهی حرص به مال بیشتر و عدم وجود عدالت شغلی و خلاصه پول بوده حرفی نیست؛ اما قطعا این همه مساله نیست؛ همانطور که همه زندگی پول نیست. حتی اگر به زندگی صرفا نگاه مادی هم داشته باشیم علوم انسانی بسیار مهم اند که اگر همان سالهای دور به رشته ها نگاهی متعادل بود امروز مدیریت اجرایی کشور تا این حد معیوب نمی بود. رشته های فنی و پزشکی در واقع ابزاری اند در دست رشته های انسانی. این ایدئولوژی است که می گوید با این علم بمب بساز یا دارو. رشته های فنی و پزشکی ماهیتا همان کارگری هستند؛ اما با پرستیژ و حقوق بیشتر و آنکه متفکر و اندیشمند پرورش می دهد رشته های انسانیست.

قطعا این مساله بدین معنا نیست که هر کس رشته انسانی خواند انسانتر از فردی است که رشته فنی خوانده است! بحث در مقایسه دو علم است نه اشخاصی که به آن علوم مجهز می شوند. چه بسا طلبه ای که تقوای کمتری از فرد عادی داشته باشد. اما به هر حال آنچه هدف و موضوع بحثش انسان است، رشته های انسانی اند. حال اگر جهان فرامادی را نیز در بحث راه دهیم بر آنچه گذشت تاکید بیشتر خواهد شد. اگرچه ساخت جاده و پل و تربیت پزشک و مهندس و ... برای زندگی لازم است اما آنچه هدف اصلی باید باشد خصوصا در حکومتی دینی، پرورش انسان است. اگر به فکر پرورش انسان بودیم امروز شاهد مدیران نجومی نبودیم که حقوق های نجومیشان را سهم خود از انقلاب می دانند و به این سوال پاسخ نمی دهند که اگر چنین است پس سهم مادر شهیدی که چهار فرزندش را به انقلاب بخشیده چه می شود؟!

البته این مشکل ریشه در الگوهای جامعه دارد. تا زمانی که مسئولین ما حقوق آنچنانی داشته باشند دیگران هم صرفا همان پول مد نظرشان خواهد بود، تا زمانی که الگوی جامعه ما هنرمند و ورزشکار غیر متعهد باشد سایرین هم می خواهند آنگونه زندگی کنند به هر قیمتی! اگر مسئولین ما ساده زیستی را به جای اشرافی گری ترویج می نموند و انسانیت را به جای رفاه طلبی و دنیا گرایی، امروز می شد گفت غیر از رهبری هم چیز از انقلاب باقی مانده است! اما افسوس که غیر از رهبری چیزی از انقلاب باقی نمانده! بلکه فقط شعار انقلاب و انقلابی گری را سر می دهند که آن هم اگر رهبری نبود، نمی گفتند که هیچ؛ بلکه به اسم مقابله با مارکسیست سرکوبش می کردند! البته اینرا که گفتم «غیر از رهبری چیزی از انقلاب باقی نمانده» مقداری منفی بافی است و به لطف پروردگار ریشه انقلاب در بسیاری از افراد جامعه ما حتی نسل چهارمی ها جای گرفته و به کوری فتنه گران درخت تنومندش مستحکمتر از هر زمان به رشدش ادامه می دهد و به امید فروپاشی ایالات متحده، میوه هایش را در عراق، یمن، سوریه، نیجریه، بحرین و ... شاهد هستیم و موفقیتشان را نیز به امید حق خواهیم دید.

مقاومت پیروز است

خلاصه اینکه بحث در اهمیت رشته های انسانی بود و در ادامه به برخی نتایج بی توجهی به این علوم اشاره ای شد. اما آنچه در آخر باید متذکر شد این است که با توجه به نتایج مذکور، جامعه ای که ارزش مباحث فکری را نداند و چنان ظاهرگرا باشد که صرفا پول یا نتیجه علوم را در مسائل ملموسی چون مهندسی و پزشکی مشاهده نماید؛ در واقع جامعه ای عقب مانده است. جهان سومی در حقیقت این است که ارزش یک پزشک از یک متفکر و اندیشمند بیشتر باشد. ظاهر گرایی اگر در مباحث دینی رخ دهد، ابن تیمیه و داعش را پدید می آورد و اگر در مسائل اجتماعی، هجوم به رشته های پزشکی و مهندسی را در برابر رشته های انسانی چند برابر می کند.

چنانچه در بالا هم اشاره شد بحث در ارزش گزاری اشخاص نیست و قطعا نمی توان گفت فلان اندیشمند از فلان پزشک برتر است. بلکه بحث در رشته پزشکی و رشته های متفکر پرور است که مصادیق و میوه هایشان پزشک و اندیشمند می باشد. بنابر این در اینکه ارزش وجودی افراد به تقوای الهی است بحثی نیست و به امید حضرت حق که روز به روز بر ارزش تک تک ما و سعه وجودیمان افزوده شود.


[ جمعه 95/11/29 ] [ 4:14 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

از قدیم گفته اند اگر خواستید روحیات و اندیشه و رفتار شخصی را بشناسید به دوستانش نگاه کنید. امروز با گذشت بیش از سی سال از انقلاب اسلامی و مبارزه جانانه ملت ایران با شیطان بزرگ، شخصی در راس آن نظام شیطانی قرار گرفته که حرفش را بدون تعارف می زند و آمریکا را به همان شکلی معرفی می کند که تا کنون انقلاب اسلامی ادعا می کرد.

در داخل کشور ما برخی ادعاهایی دارند و سالهاست مردم را در انتخابات ها با آن نظریاتشان بازی می دهند. اگرچه به مرور دست این عده نیز برای مردم رو شده و خصوصا بعد از فتنه 88 آنها رسواتر شدند اما امروز با روی کار آمدن شخصی در آمریکا که به خشم خدا شبیه است! می توان جاسوسان داخلی را نیز بهتر شناخت. اگرچه عده ای سخنان بی معنایی چون آشتی ملی را مطرح می کنند و در پی تطهیر و دفاع از فتنه گران هستند اما بیانیه دولت آمریکا برای حمایت از فتنه گران رسوایی آنها را بیشتر نمایان می سازد. چرا که شخص را باید به وسیله دوستش شناخت؛ خصوصا که دوستیشان زیاد باشد تا جایی که شخص، مورد حمایت دوست باشد!

بر اساس همین دوستی است که می توان آن عده معدود داخلی که در برابر دریای بی کران ملت، چون قطره ای ناچیز اند را ترامپیون خواند.

این ذرت هم یکی از ترامپیون است. البته فقط در ظاهر!


[ جمعه 95/11/29 ] [ 3:18 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

متاسفانه خدای متعال و قرآنش در میان ما مهجور هستند. آنقدر که بر توانایی حضرت عباس(ع) بر گره گشایی تاکید شده، بر این مساله در مورد خالق هستی که دارای علم و قدرت و رحمانیت بی انتها می باشد و در واقع خدای عباس است، تاکید نشده. از همین جهت گاهی حرمت بندگان خدا بر حرمت خدا مقدم شمرده شده! در اینکه امام رئوف(ع) حرمت دارند شکی نیست؛ اما باید توجه داشت که حرمت ایشان از آن جهت است که ایشان بنده خاص خدای متعال هستند و این حرمت از این بندگی ناشی شده می شود.

دیروز آقای نوش آبادی سخنگوی وزارت ارشاد در مورد عدم برگزاری کنسرت در شهر مشهد گفته بودند این مساله بخاطر حرمت بارگاه امام رضا(ع) است. البته منظور ایشان حرمت خود امام رضا بوده است و اگر بارگاه هم حرمت دارد بخاطر وجود امام رضا می باشد. اینرا از این جهت گفتم که همانطور که در مورد خدا و بندگانش این بی توجهی صورت گفته، در مورد امام و بارگاهش نیز در میان مردم این بی توجهی وجود دارد و برخی آنقدر که به کبوتران حرم اعتقاد دارند به خود امام (ع) اعتقاد ندارند!

بارگاه امام رئوف(ع)

 

به هر حال اگر از نظر وزارت مذکور بارگاه حرمت دارد، لاجرم امام هم حرمت دارد و اگر امام حرمت دارد خدا به طریق اولی باید دارای حرمت باشد. بنابر این اگر کنسرتی موجب بی حرمتی بارگاه می شود موجب بی حرمتی خدا هم می شود و عالم محضر خداست و در محضر خدا نباید بی حرمتی نمود. پس برگزاری کنسرتهایی که موجب بی حرمتی در مشهد اند هرجا برگزار شود موجب بی حرمتی خدای مشهد هستند و مشهد، حرمتش را از خدای خود دارد.


[ سه شنبه 95/6/2 ] [ 11:57 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

وقتی شب، سر مبارکت را بر بالش آرامش می گذاری، به این بیاندیش که آرامش موجود، در سایه تلاش جان بر کفان ولایت، در گوشه گوشه این کره خاکیست و مخلصانه دعایشان کن...

 شادی روح شهدا صلوات

شادی روح شهدای مدافع حرم صلوات


[ یکشنبه 95/2/19 ] [ 10:19 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

حتما شما هم این استدلال حیوان مدارانه را شنیده اید که در پی اثبات این مطلب است که ثروتمند حق دارد به اندازه دارایی اش و بدون توجه به مسائل دیگر، خرج کند.

انسان دارای دو بُعد خاکی و افلاکی است و به عبارت دیگر دو نحوه علایق در او وجود دارد. یکی آن دسته از علایق که با حیوان مشترک است و دیگری آنکه اختصاص به انسان دارد. زندگی بر اساس علایق حیوانی را می توان زندگی حیوان مدارانه نامید.

سوال: اگر حقیر در آمد چند میلیونی داشته باشم و مثلا باجناغم درآمد یک میلیونی، آیا بنده این حق را دارم که به هر نحو بخواهم از دارایی ام استفاده کنم؟ آیا در این میان نباید به اطرافیانم نیز توجه داشته باشم؟ مثلا اگر باجناغم پراید دارد آیا بنده حق دارد ماشین آنچنانی سوار شوم؟ اگر باجناغ من هم دل نداشته باشد! آیا بچه او دل ندارد؟ اینکه یک ثروتمند در این امور بخواهد به همه جامعه نگاه کند شاید مقداری نشدنی باشد، اما آیا حداقل به اطرافیانش نباید توجه داشته باشد؟! آیا این حرف اشتباهی است که بگوییم اگر می خواهی ماشین آنچنانی سوار شوی، لازم است به باجناغت(اطرافیانت) نیز کمک کنی تا او نیز کمی به تو نزدک شود؟ دیگرانی که چنین ثروتی ندارند و چنین زندگی ثروتمندانه ای را می بینند آیا دچار مشکلات روحی و حتی بزه اجتماعی نمی شوند و اگر چنین شود آیا مسئولیتش بر عهده آن ثروتمندی که چنین خود نمایی کرده است نمی باشید؟ که البته می باشد! {پس [قارون‏] با کوکبه خود بر قومش نمایان شد؛ کسانى که خواستار زندگى دنیا بودند گفتند: «اى کاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما [هم‏] داده مى‏شد؛ واقعاً او بهره بزرگى [از ثروت‏] دارد.»(79/سوره قصص)}

آنکه قائل به دارندگی و برازندگی است، علاقه رفاح طلبی و خودنمایی خویش را بر هر چیزی مقدم می دارد و آنکه در مقابل، با وجود دارایی، به پیرامون خود نیز توجه دارد انسانیت خویش را به علائق حیوانی نمی فروشد.

البته این مساله در مورد مسئولین جامعه (که بسیار هم این مسائل را رعایت می کنند!!) درجه اهمیت بسیار بالاتری دارد. ساختمان های اداری و بانک های ما چرا باید تشریفاتی باشند و تجملات را ترویج کنند؟ آیا حکومتی را که مسئولینش در تجملات غوطه وراند را می توان اسلامی خواند؟!

ساده زیستی در این حد!

ساده زیستی در حد روحانی!

کجایند مردان بی ادعا؟!

 

کجایند مردان بی ادعا


[ سه شنبه 95/2/14 ] [ 9:59 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

آیا اگر به دنبال یک شغل مناسب و خانه و زندگی خوب باشیم، راهی غیر خدایی را برگزیده ایم و هدف گزاری زندگیمان غیر خدایی است؟

شاید در جوانی و نوجوانی، معنی این سخن را که زندگی تکرار نمی شود، به خوبی درک نمی کنیم. اما برخی، وقتی از سی سال بگذرند شاید با خود بیاندیشند که اگر مدت زیادی بخواهیم در این دنیا بمانیم، نصفش را گذرانده ایم؛ خب برای نصف دیگری که تکرار هم نمی شود راه خدایی بودن کدام است؟ آیا تا الان که به دنبال شغل و همسر و فرزند و ... بودیم راهی غیر خدایی داشتیم؟

تصور کنید در یک باغ پر از انواع درختان قدم می زنید و صدای دلنواز آب، آوای خوشِ نسیمی که در میان برگها می پیچد و موسیقی دلنوازی را به اجرا می گذارد و نغمه شعَف بر انگیز پرندگان، شما را به وجد می آورد. در این زمان می توانید دو گونه با خود بیاندیشید؛ یکی اینکه چه جای فرح بخشی است برای انجام برخی کارها(که حرام الهی است) و خلاصه جای فلان و فلان(نوشیدنی نجس) کم است! و دیگری اینکه از آرامش محیط، به آفریننده آرامش بخش بیاندیشید و از این نعمات الهی، به شکر او سرگرم شوید و با خود بگویید چه جای مناسبی برای برگزاری میهمانی های خدایی و پذیرایی از مومنین و ایتام و نیازمندان.

باغ زندگی

همه مراحل زندگی، همان باغ است و اینکه ما خدایی هستیم یا غیر خدایی، به نیت و هدف ما بستگی دارد که اینها آینده کاری ما را نیز مشخص می کنند؛ چرا که شخصی که دارای اهداف متعالی است به هر کاری دست نمی زند. بنابر این، ما آن زهدی که انسان را به گوشه نشینی و عزلت سفارش می کند قبول نداریم و فکر می کنیم زهد واقعی در کف زندگی محقق می شود. اصلا این زندگی است که میدان نبرد علایق و اهداف و نیت های خوب و بد است. تا در میدان زندگی نباشید اصلا بسیاری از رذائل و فضائل انسان، فضای بروز و ظهور نمیابند تا بتوان با آنها مقابله یا از آنها حمایت کرد. خلاصه اینکه زندگی خوب، در مقابل زندگی خدایی نیست؛ بلکه زندگی خوب همان زندگی خدایی است؛ و در یک کلام خدای متعال سعادت دنیا و آخرت ما را می خواهد؛ فقط باید توجه داشت که دنیا را برای دنیا نخواست؛ بلکه دنیا را برای آخرت طلب کرد و دنیا وسیله رسیدن به نعمات اخروی است.

بنابر این تا قبل از سی سال هم اگر در این مسیر با هدف الهی قدم برداشته ایم، مسیرمان درست بوده و باید همین راه را ادامه داد و دقت داشت که روز به روز بر نیت های خوب و اهداف متعالی اصرار ورزید و متوجه بود تا ظواهر زندگی ما را از آن هدف متعالی منحرف نسازد.

نکته مهم: البته منظورم از دنبال زندگی بودن، زندگی مرفح و تشریفاتی و... نبود که در مطلب بعد (دارندگی و برازندگی) به این خواهم پرداخت به لطف حق.

 

 


[ سه شنبه 95/2/14 ] [ 9:3 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

با توجه به اینکه خلافت هارون الرشید صد و هفتاد سال بعد از هجرت واقع شده بود، در آن دوران به ندرت فردی یافت می شد که پیامبر خدا(ص) را دیده باشد. ملازمان هارون در پی چنین شخصی بودند تا اینکه ... . حتما شما هم داستان معروف آن پیرمرد حریص و هارون الرشید را شنیده اید(در اینجا می توانید آنرا مطالعه بفرمایید).

انسان وقتی کوچک است آرزو دارد زودتر بزرگ شود و مثل خواهر یا برادرش به مدرسه رود؛ وقتی به مدرسه رفت پس از چند سال، به بالادستهایش می نگرد و با آرزوی شغلهای خوب، زندگیش را هدفگذاری می کند.

پس از یافتن شغل و مزدوج شدن، تا وقتی بچه ها کوچک هستند و خوش مزه، از همراهیشان لذت می برد؛ بچه ها که بزرگتر شدند و صاحب رای و همین که چند بار با او مخالفت کردند، آرزو می کند زودتر بزرگ شوند و پی زندگی خویش روند؛ پس از ازدواجِ بچه ها و چشیدن لذت نوه داری، با توجه به اینکه از نظر شغلی هم بازنشسته شده است، تازه به این فکر می افتد که حال وقت زندگی کردن است؛ غافل از اینکه اجل نزدیک است!

و ناگهان بانگی بر آمد خواجه مرد! خدایا ما را از غافلان قرار مده؛ خدایا نکند آرزوها ما را از تو غافل سازند.

درست است که باید برای زندگی برنامه داشت، اما هدف اصلی این برنامه باید خدای متعال و زندگی خدایی باشد و فقط در این صورت است که اگر به انتهای برنامه هم نرسیم باز انسان موفق محسوب می شویم. هرجای این برنامه که باشیم وقتی حضرت عزائیل علیه السلام به سراغمان آید، با آغوشی باز از ایشان استقبال می کنیم. احدی الحسنیَین اختصاص به میدان نبرد مسلحانه ندارد؛ که کل زندگی میدان نبردی است که جنگ مسلحانه گوشه ای از آن است.

جمله ای که کمک می کند عمق وجودت را بشناسی

این هم جمله ای هست که کمک می کند انسان عمق وجود خود را بشناسد


[ یکشنبه 95/2/12 ] [ 8:37 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

امام امت

امام امت در بخشی از سخنانشان با نمایندگان خبرگان رهبری چنین می فرمایند:

«شما برگزیدگان مستضعفان می دانید که با کوتاه شدن دست ابرقدرت‏های چپاولگر از کشور اسلامی ‏شما، آنان و وابستگان به آنها ماهیت اسلام و قدرت الهی آن را لمس نمودند، و چون افعی زخم خورده در کمین نشسته ‏اند که از هر راهی بتوانند خود یا به وسیله پیروان از خدا بی خبر خود، این نظام الهی را از مسیر خود منحرف نمایند. و بالاترین انحراف، که منجر به انحراف  تمام ارگان‏ها می‏شود، انحراف رهبری است، که امروز شما نقش اول آن را دارید. شما دیدید و شنیدید که با اصل پنجم قانون اساسی چه مخالفت‏ها شد و چه جار و جنجال‏ها بپا کردند، و بحمداللّه‏ تعالی موفق نشدند مأموریت خود را انجام دهند. و اخیراً با همین تعیین خبرگان نیز مخالفت کردند و سمپاشی نمودند، و بحمداللّه‏ با شکست مواجه شدند. و امروز هم شما نباید از کید ساحران!! و وسوسه خَنّاسان غافل باشید. راه خود را با قدرت الهی و تعهد به اسلام بزرگ و قوت ایمانی و روحی ادامه دهید؛ و به هیچ چیز الا مصالح اسلام و مسلمین فکر نکنید. و دراین صورت خداوند تعالی پشت و پناه شماست.»

(صحیفه امام. ج18، ص6)


[ سه شنبه 94/12/4 ] [ 9:54 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

تقریبا در همه انقلاب ها به مرور زمان، فاصله ای معنادار بین آرمان های اولیه انقلابیون و عملکرد مدیران بعدی رخ می نماید. شاید برای خیلی از شیعیان این مساله تعجب آور باشد که بگوییم اگرچه تشیع به طور کلی سعی در حفظ آرمان های خود داشته است اما ابتدای شکلگیری تشیع که پس از وفات پیامبر اسلام(ص) رخ داد در واقع اینگونه بود که انسان هایی ولایتمدار و ظلم ستیز در مقابل پیرمردهای سیاست و ... که عموم جامعه با آنها بود ایستادند. این افراد را اگر با نسل های بعدی تشیع مقایسه کنیم اگرچه کم؛ اما دیده می شوند گروه ها و افرادی که به اسم تشیع در مقابل ولایت ایستادند و ظلم ستیزی را فراموش کردند.

نمونه دیگر، جدال اخباری و اصولی در میان علمای شیعه است. اخباریان، گروهی از علمای شیعه هستند که به روایات، توجه زیاد از حد داشتند و در مقابل عقلگرایان قد علم کردند و دوره اوج حضورشان حدود قرن 10 تا 12 قمری بود که با روی کار آمدن عقل گرایانی چون وحید بهبهانی به انزوا کشیده شدند. امروز با وجود اینکه حوزه علمیه شیعه داعیه دار تداوم راه عقلگرایان است، اما در موارد متعدد عملا به روش اخباریان عمل می کند.

همین تغییر در بستر زمان، در مورد انقلاب 57 مردم ایران به رهبری حضرت امام(ره) نیز رخ داده است.

با توجه در بیانات امامین خمینی و خامنه ای، نمی گوییم انقلاب به انحراف کشیده شده است اما می توان گفت به سمت انحراف، منحرف شده است! خوی کوخ نشینی، نوکر مردم بودن، عدالت محوری، انقلابی گری، با مفاهیمی چون کاخ نشینی، مدیر و رئیس، سودگرایی و دیپلمات مآبی، عوض شده است. بازگرداندن انقلاب به مفاهیم ارزشی اش نیاز به انقلاب دارد. البته انقلابی در بستر جمهوری اسلامی و نه خارج از آن. در واقع منظور این است که اشخاصی که گفتمان امام را زنده می کنند در پست های کلیدی یعنی رئیس جمهوری و ریاست مجلس و ... قرار گیرند. البته انقلابی گری به همراه عقلانیت؛ نه آنچه به عنوان انقلابی گری و گاها بدون عقلانیت در برخی دوره ها اجرا شده.

خلاصه اینکه هر انقلابی نیاز به انقلاب دارد. حال اگر سیستم انقلاب به نحوی باشد که بتوان در بستر خودش انقلاب کرد و آنرا به مسیر اصلی که از آن منحرف شده هدایت نمود، کار آسانتر است و نشان دهنده پویایی سیستم و مستحکم بودن اصول آن است؛ و الا نیاز است کل شاکله از هم پاشیده شود و طرحی نو در اندازیم که البته انقلاب اسلامی ما مصداق مورد اول است. چرا که هم در آن به نظر مردم اهمیت داده می شود و مسئولین با انتخابات مسئول می شوند و هم وجود رهبری باعث شده به رغم عملکرد غیر انقلابی برخی مسئولین، همچنان بر اصول انقلاب تاکید شود و مردم با توجه به این دو عامل مهم می توانند انقلاب را در انتخابات های آتی به مسیر خود باز گردانند؛ به لطف حضرت حق جل جلاله.

امام امت

امام خمینی(ره):

آن روزی که رئیس‌جمهور ما خدای نخواسته ازآن خوی کوخ‌نشینی بیرون برود و به کاخ‌نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند، پیدامی‌شود.

آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیداکنند - خدای نخواسته - و از این خوی ارزنده کوخ‌ نشینی بیرون بروندآنروز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.


[ چهارشنبه 94/11/21 ] [ 5:32 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 17
بازدید دیروز: 43
کل بازدیدها: 78051





Powered by WebGozar