سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

حضرت عشق جل جلاله
 

همه طلبه ها مثل هم زندگی نمی کنند

اما زندگی من با عده ای از آنها شباهت دارد

حقیر زندگی خود را در اینجا می نویسم تا زندگی عده ای از طلاب را برایتان شرح داده باشم

خدا کند مورد پسند امام زمانمان واقع شویم اگرچه هیچکس مارا نپسندد!!

در مورد تصویر سمت چپ، اینجا را کلیک فرمایید.

 

برای ورود به کانال تلگرامی لطفا کلیک فرمایید


[ یادداشت ثابت - سه شنبه 91/6/15 ] [ 3:0 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

چنانچه دیروز در مطلبی با عنوان «خرابکاری مسئولین قم» عرض کردم، راهپیمایی قم بر علیه اغتشاشات چند روز اخیر، با مشکل لغو و برقراری مجدد توسط شورای تامین استان، مواجه شد که ما با خوشبینی تمام، آنرا بی نظمی قلمداد نمودیم. اما این مساله، دلیلی بدبینانه ای نیز می تواند داشته باشد که لطفا بخوانید:

دولت اشرافگرایان چهاردرصدی از این می ترسد که تجمعات مردمی که احتمالا با خرابکاری خود دولتی ها از مسیر منحرف شده، به مسیر اصلی خود که از ابتدا آغاز شده بود باز گردد و در واقع مشکلات معیشتی که دولت عهده دار اصلی آن است را هدف قرار دهد.

از دیگرسو، برکسی پوشیده نیست که تجمع قم این توانایی را دارد که در این خصوص خط شکن و الگو باشد. از این جهت شورای تامین استان برای گسترده نشدن تجمع قم، یک ساعت قبل از راهپیمایی لغو راهپیمایی و ساعتی بعد برقراری آنرا اعلام می نماید تا به نحوی این پتانسیل را بسوزاند و اگر هم شعاری بر علیه بیکاری و گرانی و ... سر داده شد با توجه به کمبود جمعیت، آنرا به نام عده ای قلیل جا زده و مساله را به اصطلاح، ماست مالیزه نماید!

البته امیدوارم حق با همان تحلیل دیروزمان باشد!

 

اما این تحلیل، صحیح باشد یا ناصحیح، ضروری به نظر می رسد امروز که اغتشاشات پایان یافته و تجمعات گسترده و مختلفی در کشور بر علیه آشوبگران در حال وقوع است، شعارها صرفا بر علیه آشوبگران و حامیانشان سر داده نشود؛ بلکه مطالبات بحق مردم که از ابتدا باعث تجمع شده بود به تجمعات، بازگردد و به شعار اصلی راهپیمایی ها تبدیل شود و تجمعی فراگیر تشکیل شود برای احقاق حق ملت و رساندن خبر فشار و سختی مشکلات به گوش مسئولین اشرافی که تا آرنج دست در گوش خود نهاده اند و صدای فقر و بیکاری و مشکلات را نمی شنوند!!


[ پنج شنبه 96/10/14 ] [ 9:42 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

از دو روز قبل صدا و سیمای قم، مرکز خدمات حوزه، حضرت آیت الله نوری همدانی و سایر نهاد های انقلابی، مردم شریف قم را به راهپیمایی روز چهارشنبه 13 دیماه 96 دعوت کردند.

اما یک ساعت مانده به شروع راهپیمایی خبر آمد که بخاطر تصمیم شورای تامین استان، راهپیمایی لغو شده است!

یک ساعت بعد از این خبر، باز خبر آمد که از شورای تامین اجازه گرفته شده و راهپیمایی برقرار می باشد!

نیم ساعت بعد باز پیامک آمد که خروش خودجوش مردم قم در میدان جانبازان در جریان است بشتابید!

آیا شورای تامین از دو روز قبل مجوز نداده بود یا اینکه مجوزداده بود و بعد لغو کرد؟!

 

این بی نظمی واقعا مایه تاسف است. ما که راهمان دور بود و دیگر فرصت نکردیم خود را به این خروش خودجوش برسانیم. اما خدا باعث و بانی این بی نظمی را لعنت کند.


[ چهارشنبه 96/10/13 ] [ 10:58 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

1 . حضور حماسه ساز مردم در سالرو نهم دی ماه، روز بصیرت

خوشبختانه زمان شروع فتنه اخیر یا بدون برنامه ریزی بود و در واقع نوعی سوء استفاده از مطالبه گری به حق مردم بود که بدون انگیزه سیاسی امنیتی بر علیه نظام آغاز شده بود، و یا بسیار احمقانه برنامه ریزی شده بود. چرا که چند روز قبل از سالروز حماسه نهم دی بود و حضور دوباره مردم در این روز، آنرا در نطفه خفه کرد و حساب مردم را از ارازل و اوباش جدا ساخت.

2 . افزایش آگاهی مردم نسبت به تبعات مخرب فتنه و آشوب و بیشتر شدن مشکلات با حرکت های خیابانی

بعد از فتنه 88، تبلیغات و بصیرت افزایی های فراوانی صورت گرفت که البته پشتوانه اصلی آن، صحبت های روشنگرانه رهبر معظم بود و این آگاهی بخشی تاثیر بسزایی در عدم همراهی مردم با فتنه اخیر بود. در سالهای گذشته برخی به رهبر ایراد می گرفتند که چرا ایشان اینقدر از فتنه می گویند و چرا دست بردار نیستند!

3 . حضور طرفداران فتنه 88 در راس امور اجرایی کشور

متاسفانه در فتنه گذشته، بخشی از بدنه نظام، خود در راس فتنه بودند و فرزندانشان در کف خیابان ها اغتشاشات را فرماندهی می کردند. اما امروز خود آنها مسئولیت امور اجرایی کشور را چه در دولت و چه در شهرداری تهران و سایر مراکز بر عهده دارند و نمی خواهند قدرت و پست هایشان خدشه دار شود. این مساله موجب اتحاد مسئولین و طیف های مختلف سیاسی در کشور بر علیه فتنه گران شد و به عبارت دیگر این فتنه، برخلاف سال 88 که ساکتین فتنه تاثیر زیادی در گسترش اغتشاشات داشتند، تقریبا ساکت نداشت.

4 . متفاوت بودن طراحی فتنه اخیر با فتنه 88

در سال 88 هم آمریکا به دست اوباما اداره می شد که نسبت به ترامپ، فردی باهوش بود و هم عربستان به دست بن سلمان دیوانه و عجول نبود. برنامه ریزی آن فتنه پیچیده تر و حساس تر بود و سعی داشت حضور حداکثری مردم را داشته باشد. اما فتنه اخیر با روحیات بن سلمان و ترامپ سازگار است؛ چرا که سریعا وارد فاز نظامی و امنیتی شد و فضا را برای برخورد محکمتر با آن آماده ساخت.

به لطف حضرت حق، ملت ایران از این گردنه نیز به راحتی عبور خواهد کرد و داغ تضعیف نظام را بر دل سیاه دشمنانش خواهد نشاند.


[ چهارشنبه 96/10/13 ] [ 10:49 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

در چند سال اخیر، گرانی با شیب ملایم برق در زمستان و گاز در تابستان و سکوت نجیبانه ملت، کار را به جایی رساند که در چند روز اخیر، مرغ ها هم تخمشان را از ما دریغ کردند و در همین راستا، زنگنه هم به فکر گران کردن بنزینش افتاد!

گرانی با شیب ملایم

... و این شیب ملایم، عده ای از مردم را نه از سر لجاجت یا عناد که از سر ناچاری به خیابان کشاند تا حق اثبات شده خود در قانون اساسی را از دولت بستانند

... اگرچه روش این حق گیری، روشی اشتباه بود و همین اشتباه، باز دشمن خارجی و دنباله داخلی اش را به طمع انداخت تا از احساسات ملت، بدترین کار را که همان فتنه گری است رقم بزند که البته به لطف حق باز هم نهم دیماه حماسه ساز شد.

باز هم نهم دیماه و حماسه ای دیگر

اما از آنجا که این بار مساله از اقتصاد شروع شد و یکی از مسائلی که دشمن در تحریک ملت از آن بهره ها می برد بودجه حوزه و زندگی طلاب است، چند کلمه ای در این خصوص بخوانید:

شاید بتوان دلیل انتشار بودجه حوزه و عدم انتشار بودجه حقوق مدیران نجومی و ... را حدس زد، اما در عجبم چرا مسئولین حوزه در خصوص بودجه حوزه که از بیت المال اخذ می شود هیچ توضیحی نمی دهند؟! چرا نمی گویند از این پول، چیزی به جیب طلاب نمی رود. در اینکه این بودجه کجا خرج می شود ما اولین مدعی هستیم. چرا که به نام ما خرج می شود. همانطور که در خصوص معیشت و اوضاع اقتصادی جامعه اولین مدعی هستیم. چرا که آنجا هم کیف و لذتش برای دیگران و ناسزایش برای طلاب است.

حقیر یک نمونه کوچک از طلاب معمولی حوزه هستم. حدود چهارده سال از شهادت پدرم در شلمچه می گذشت که از خانه و کاشانه و مادر، جدا شده به قم آمدم و پس از تلاش هفده ساله در حوزه علمیه قم و چند سال درس خارج و اخذ مدرک دکتری از دانشگاه، امروز زندگی خود، همسر و سه فرزندم را با پانصدهزارتومان شهریه حوزه می گذرانم و بنیاد شهید هم می گوید نمی توانیم در مورد شغل، کاری برای شما انجام دهیم.

 

خلاصه این که در بحث اقتصادی و معیشتی ما طلاب مدعیان صف اول هستیم. اما چه کنیم که سکوت نجیبانه ای که بخاطر علاقه به انقلاب از خود نشان دادیم موجب ضایع شدن حقمان و روانه شدن انواع تهمت ها به ما شده و عده ای را به این اشتباه انداخته که اوضاع زندگی طلاب به سامان است؛ در حالی که قطعا طلاب، یکی از ضعیفترین اقشار جامعه از نظر اقتصادی هستند.


[ یکشنبه 96/10/10 ] [ 7:30 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

با سلام و ادب خدمت شما خواهر بزرگوار و عرض تبریک به مناسبت ورودتان به دانشگاه. امیدوارم با ورق خوردن برگی تازه از زندگیتان، این دوران را با امید و شادی آغاز نموده باشید و با کامیابی و موفقیت به پایان ببرید.

چنانچه در این مدت مشاهده نموده اید تلاش و کوشش علمی در فضای دانشگاه با فضای مدرسه، قدری متفاوت است. در دانشگاه با توجه به دوری از خانه و خانواده و همراهی بیشتر با دوستان و هم کلاسی ها شما از اختیار و آزادی عمل بیشتری برخوردارید و با توجه به حضور طیف ها و گروه های مختلف فکری در فضای دانشگاه، قدرت انتخاب شما نیز افزایش میابد و این شمایید که با تصمیم گیری های مناسب زندگی خود و آینده خود را خواهید ساخت و کمتر از قبل، دیگران برای شما تصمیم خواهند گرفت؛ بنابر این شما بیش از پیش مسئول اعمال خود خواهید بود. انسان هرچه از نظر سنی بزرگتر شود و در موقعیت های جدید قرار گیرد با توجه به استفاده مناسب از آن جایگاه می تواند بر رشد خود بیافزاید؛ یا برعکس با عدم استفاده مناسب از آن موقعیت، اندوه و حسرت سالهای بعد را برای خود و اطرافیان رقم بزند. به عبارت دیگر بزرگی انسان نه به افزایش سن، بلکه به استفاده مناسب از موقعیت های زندگی و تقویت بُعد انسانی خود می باشد که از خدای متعال توفیق شما در این عرصه را خواستارم.

و اما یک داستان...

سال ها قبل مردم این سرزمین تصمیم گرفتند نظامی در این کشور حاکم باشد که بر اساس مبانی دینی اداره شود. این مساله ریشه در پیشینه قدیم و حتی باستانی این ملت داشت و در واقع بخشی از انگیزه مردم برای انقلاب، مقابله با حرکتی بود که از سوی غرب و غرب گرایان در ایران بر علیه دین، آغاز شده بود. تا قبل از انقلاب اسلامی دو نظریه مهم برای اداره جامعه در دنیا مطرح بود. یکی کمونیسم و دیگری لیبرالیسم که اینها در واقع مبانی تشکیل دو بلوک شرق و غرب را به رهبری شوروی و آمریکا بر عهده داشتند. اما با ظهور انقلاب اسلامی نظریه ای جدید در مقابل دو نظریه موجود، مطرح شد. در حالی که بسیاری از نظریه پردازان جهان معتقد بودند دوران دین و دین داری سپری شده و زین پس، انسان بدون نیاز به خدا و تنها با تکیه بر عقل خود جهان را اداره خواهد کرد و زندگیش را خواهد ساخت، انقلابی به وقوع پیوست که اندیشمندان جهان را مبهوت خود ساخت؛ چرا که ادعا می کرد می توان جامعه را با جمع میان دین و عقل اداره کرد و این چیزی بود که هیچیک از دو نظام رایج آن دوره نمی پذیرفتند. کمونیست ها که به شدت مخالف دین بودند و با آن مبارزه می کردند و لیبرال ها اگرچه مخالف اصل دین نبودند اما حرفشان این بود که دین، حق دخالت در امور جامعه را ندارد و صرفا باید به گوشه مساجد و صومعه ها عزلت گزیند و به عبادت خود بپردازد و اداره دنیا را به ما بسپارد!

میشل فوکو. اندیشمندی غربی که از انقلاب اسلامی خوشش آمده بود

امروز با گذشت نزدیک به چهل سال از آن انقلاب و با وجود تمام مشکلاتی که چه از ناحیه دشمنان و چه از خرابکاری و یا اشتباهات دوستان ایجاد شده و می شود، این جمهوری اسلامی است که با فروپاشی بلوک شرق و تجزیه شوروی، در مقابل لیبرالیسم قد علم کرده و هر کس که در مسائل بین الملل کمترین مطالعه و دقتی داشته باشد اذعان دارد که در بسیاری از میدان ها با تکیه بر دو محور عقل و دین، نظام مجهز و پیچیده و بسیار قدرتمند غرب را شکست داده است. جهان، دو قطبی ماند؛ اما این بار یک طرف قضیه نه کمونیست، بلکه انقلاب اسلامیست و این بار این تمدن غرب است که به سوی فروپاشی پیش می رود(دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره اینجور جاها کاربرد داره!)

این حرکت همانقدر که لرزه بر اندام هژمونی مستکبر غربی انداخته؛ در دل عالمان آزاداندیش جهان و مستضعفین عالم، امید و محبت ایجاد نموده که هر از گاهی انقلابی در گوشه و کنار این کره خاکی با تاثیر پذیری از حرکت عظیم ملت ایران ایجاد می شود که گاه به نتیجه می رسد و اگر هم سرکوب شود صرفا تعلیق شده و پس از مدتی دوباره ... . بدون شک این آغاز راه است و این حرکت باقی خواهد ماند به لطف حق.

و اما بحث در این است که ما کجای این معرکه عظیم ایستاده ایم!

بدون شک هر یک از ما در قبال تمام زحماتی که برای این انقلاب کشیده شده و قطره قطره خون هایی که برای رشد این حرکت ریخته شده مسئولیت و وظایفی داریم. امکاناتی که امروز حقیر و شما در دانشگاه از آن بهره مندیم از این فداکاری ها حاصل شده است.

از جمله وظایف بسیار مهم در این خصوص، معرفی تفکرات انقلاب به دنیاست که از اهمیت ویژه ای برخوردار است و البته مردم مغرب زمین و سایر ملل دنیا نیز تشنه شنیدن آن هستند. رشته ای که شما به توفیق الهی بدان راه یافته اید یکی از ابزار های مهم در این زمینه است که می توانید به خوبی از آن در این جهت بهره ببرید. ترجمه نوشته هایی که به صورت کتاب یا مقاله به زبان فارسی نوشته می شوند و از نظر محتوایی اثری فاخر به حساب می آیند به زبان های دیگر، فعالیتی است که امروزه به شدت مورد نیاز است که می تواند قدمی مثبت در پیشبرد انقلاب محسوب گردد؛ انقلابی که قطعا رو به تعالیست و هر کس خود را با او همراه نماید تعالی و رشد خواهد یافت و در تاریخ ماندگار خواهد شد.

البته لازمه تحقق این مهم، این است که مقهور فضای گاها احساسی دانشگاه و برخی دوستان نشوید و با تعیین جایگاه خود در جنگ جهانی موجود بین دو جبهه حق و باطل، بدون توجه به حرف و حدیث ها و طعنه و کنایه های این و آن برای تثبیت این جایگاه برنامه ریزی نمایید و با اراده قوی و توکل به حضرت حق، آن برنامه را محقق سازید.

تا یادم نرفته اینرا نیز یادآوری کنم که با خواندن زبان فرانسه ممکن است گاهی ظاهر پیشرفت غرب شما را مقهور خود سازد و فرهنگ غنی بومی را در ذهن شما کمرنگ جلوه دهد. فراموش نکنید که این فقط ظاهر تمدنی پوسیده است که با همه رنگ و لعابش رو به فروپاشی است. گذشته از اینکه هر وقت چنین اتفاقی برایتان افتاد، آن شعر مرحوم پروین اعتصامی را به یاد آورید که:

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی/ فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم/ کین تابناک چیست که بر تاج پادشاست ...

نزدیک رفت پیرزنی کوژ پشت و گفت/ این اشک دیده من و خون دل شماست ...

چرا که این تاج چشم نواز و براق که غرب بر سر خود نهاده و به ملت های جهان فخر می فروشد، با کشتار و غارت اموال ملت های جهان پدید آمده است.

در آخر، با عذر خواهی از اطاله کلام، بار دیگر قبولی شما در دانشگاه را تبریک می گویم و از پروردگار عالم موفقیت روز افزون شما را خواهانم.

این توضیح را نیز اضافه نمایم که از آنجا که فکر کردم شما تنها مخاطب این نامه نیستید، نامه را از این طریق به دستتان رساندم!

 

محمد حسین بلاغی

1396/9/7


[ سه شنبه 96/9/7 ] [ 2:35 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

هفته گذشته که بحث تجزیه عراق با خیانت ملا مسعود شدت گرفت، نگرانی هایی ایجاد شد که البته به حق هم بود. خصوصا با توجه به تهدیدات تجزیه طلبان و حمایت های مخفیانه آمریکا و برخی کشورهای دیگر از آنها. به نحوی که از برخی کردها شنیده شد در صورت حمله حشد الشعبی، آمریکا به کمک ما خواهد آمد!

حمایت بی بی سی خبیث از تجزیه کشورها

اما چه کسی فکر می کرد در کمتر از 24ساعت غائله تجزیه بدون درگیری قابل توجهی به اتمام برسد و پیشمرگه های تجزیه طلب در حدی برای فرار از یکدیگر سبقت بگیرند که ...!

البته این موفقیت دولت مرکزی عراق است و چنانچه محسن رضایی گفتند کار ایران نیست. اما چه کسی است که نداند این حمایت ایران از دولت عراق بود که کار را به این آسانی پیش برد؟ از هماهنگی کامل ترکیه با ایران در بستن مرزهایش با اقلیم گرفته تا نامه رهبر معظم که توسط حاج قاسم به حیدرالعبادی تحویل شد و تا فاتحه خوانی حاج قاسم بر سر مزار مام جلال!

تاثیر یک فاتحه

این مساله اما اثراتی داشت و دارد:

1 . بار دیگر بر همگان روشن شد که آمریکا قابل اعتماد نمی باشد. زمانی که حشد الشعبی عملیات بازپس گیری کرکوک را آغاز کرد فرماندهان آمریکایی با مسئولان اقلیم جلسه داشتند که چه کاری کنند؟! خب روشن است که آمریکایی ها جز تهدید و هارت و پورت کار دیگری بلد نبودند؛ آن هم در مقابل نیرویی شیعی و جان بر کف که توسط ایران آموزش دیده بود.

2 . به نظر می رسد را این کار کردهای سوریه نیز باید حساب کار دستشان آمده باشد. خصوصا که آنها در مناطقی وارد شده اند که تماما عربی است و نه تنها لازم است آن مناطق را تخلیه نمایند، بلکه باید فکر تجزیه سوریه را نیز از سر بیرون کنند.

3 . آن عده که در داخل سخنان بی پشتوانه از خود صادر نمودند و از تجزیه طلبان حمایت کردند، لازم است از مردم ایران عذرخواهی نمایند که البته از این جماعت چنین کاری بعید است.

4 . بار دیگر بر همگان روشن شد که ایران بزرگترن قدرت منطقه است و سعودی ها توان رقابت با ایران در این مساله را ندارند. قطعا از این پس فشارها برای برجام منطقه ای بیشتر خواهد شد تا نگذارند ایران این اقدامات را انجام دهد. اما در پاسخ باید گفت: این مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست ... عرض خود می بری و زحمت ما می داری.

 

ای کاش دولتمردان از این قدرت به نفع منافع ملی استفاده کنند؛ نه اینکه با اروپایی ها همراه شوند تا برجام منطقه ای را محقق سازند.


[ چهارشنبه 96/7/26 ] [ 4:19 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

یکی از اصول فکری بنیادین غربی، جدا ساختن دین از سیاست بود تا سیاست، در همان پدرسوختگی خلاصه شود.

اصلی که با ظهور انقلاب اسلامی، به شدت متزلزل شد و غرب تمام تلاشش را در طول این چهل سال انجام داد تا در عمل و مرحله اجرا، نظریه عینیت دین و سیاست به نتیجه نرسد تا سکولاریسم بی رونق نگردد؛ اگرچه به شواهد گوناگون از جمله بیداری اسلامی، غرب در این مساله موفق نبوده است.

بیداری اسلامی، شکست سکولاریزم است

مبنای دیگرش اصالت لذت بود که در واقع ضامن حفظ و بقای آزادی در مسائل دیگر محسوب می شد و جاذبه اصلی لیبرالیزم به شمار می رفت. در این مساله نیز که بخش دیگری از سکولاریزم بود دین و لذت را از هم جدا ساخت و در مقابل یکدیگر قرار داد و دین را کمرنگ نمود.

فروید همه مشکلات را به مساله جنسی مرتبط ساخت

شاید برایتان جالب باشد که در این مساله نیز انقلاب اسلامی این امکان را دارد تا غرب را به شدت به چالش بکشد. ابتدا باید توجه داشت که آنچه عملا در غرب به عنوان آزادی جنسی رواج دارد، به معنای بی نظمی در این مساله نمی باشد. به عنوان مثال امروز در غرب، تجاوز به عنف مجازات سنگینی دارد، همچنین فرهنگ عمومی غرب کسی را که در یک زمان با دونفر از جنس مخالف ارتباط دارد تقبیح می کند و به عبارت دیگر دوست پسر یا دوست دختر داشتن، در واقع نوعی تعاهد طرفینی محسوب می شود که وقتی شخص با یک فرد منعقد ساخت، نباید به آن خیانت نماید.

همانطور که در اقتصاد، قانونی برای اقتصاد مقاوتی طراحی شد تا بتوانیم از یوغ فشارهای بی منطق غربی بیرون آییم، با توجه به فشار جنسی موجود در جامعه که اموری مثل فضای مجازی بی در و پیکر و فاصله سن بلوغ تا سن ازدواج  از جمله عواملش می باشند، لازم است یک قانون جنسی مقاومتی نیز طراحی شود. قانون جنسی که در مقابل جاذبه جنسی ایجاد شده در غرب، توان مقاومت را در جوانان ما ایجاد می کند. خصوصا که شیعه امکان فقهی این مساله را نیز کاملا دارد و می تواند با توجه به بحث ازدواج موقت، قانون و فرهنگ این مساله را کاملا در جامعه ایجاد نماید.

نکته قابل توجه این است که غرب که تمام هستی و جذابیتش را در قالب مسائل جنسی ارائه کرده، در صورت طراحی و اجرای موفق چنین قانونی در جمهوری اسلامی، بیش از پیش در مقابل این شجره طیبه مقهور خواهد شد و از نظر فکری عقب ماندگی خود در برابر اسلام را احساس خواهد کرد.

حداقل فایده این طرح، نظم بخشیدن به وضع نابسامان بی بندوباری موجود در مسائل جنسی است که زیر پوست شهر در جریان است و می توان آنرا در قالبی قانونمند و شرعی گنجاند. گذشته از اینکه با این کار، بسیاری از مسافرت های خارجی ایرانیان نیز متوقف خواهد شد!!

البته شکی نیست که این مساله نیاز به طراحی دقیق کارشناسی دارد تا هرچه بیشتر مشکلات و مضراتش کمتر شود.

در آخر پیشنهاد می شود مستند بازگشت گومورا و انقلاب جنسی را به ترتیب خریداری و تماشا نمایید.


[ سه شنبه 96/7/25 ] [ 8:28 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

آیا امیرالمومنین محافظ نداشتند؟ آیا هنگام سجده حضرت امیر، آن ملعون حمله کرده و زمانی که ضربه زده حضرت در سجده بوده اند یا اینکه در حالت نشسته؟ آیا آن ملعون صف اول نماز بوده یا صفهای عقبتر؟ کنار او چه کسانی بوده اند و وقتی حرکت کرده به سمت حضرت دیگران آیا عکس العملی داشته اند یا خیر؟ امام حسن و امام حسین ع در کدام صف و کجای مسجد به امام اقتدا کرده بوده اند؟ رکعت چندم نماز بوده است؟ ...

همینجور این سوالات در ذهنم بالا و پایین می پریدند که ناگاه به ذهنم خطور کرد خب حالا که چی؟ مگر با حل این مسائل، امام زنده می شود؟ خب معلوم است؛‌ نه!

اصلا فرض کن این ترور هم انجام نمی شد. امام مگر چند سال دیگر عمر می کردند؟

این چه حرف احمقانه ای هست که می زنی؟ لحظه لحظه عمر علی برکت برای بشریت بوده. علاوه بر فعالیت ایشان در آن دوران شاید چند سخن گهربار دیگر از ایشان به ما می رسید و استفاده می کردیم!

نه اینکه حالا از این سخنانی که به ما رسیده است نهایت استفاده را برده ایم! انصافا ما چه مقدار با نهج البلاغه انس داریم؟ آیا یک بار آنرا خوانده ایم؟ ابن ابی الحدید سنی معتزلی درباره خطبه 221 نهج البلاغه می گوید:

«اگر تمام فصیحان عرب در یک جا نشسته باشند و این خطبه علی بن ابی طالب قرائت شود،‌ شایسته است که همه آنان سجده کنند... من سوگند می خورم ... که این خطبه را از 50 سال قبل تا کنون بیش از هزار بار خوانده ام و هر زمان آنار می خواندم خوف و وحشت و بیداری عمیقی تمام وجودم را فرا می گرفت و در قلب من اثری شگفت می گذاشت و در اعضای پیکرم لرزه می انداخت».

 

آری اگر علی(ع) یک روز دیگر هم بیشتر عمر می کرد برای بشریت برکت بود و شاید هم کلماتی گهربار از ایشان به انسانها می رسید و افرادی هم استفاده می بردند ... اما من و شما چه؟!! اینکه ابن ابی الحدید و جرج جرداق مسیحی نهج البلاغه را بارها بخوانند به نظر شما برای ما افتخار است یا مایه آبروریزی و شرمساری ما؟!!


[ جمعه 96/4/9 ] [ 6:28 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

باز هم دروغ گفت

مثل وعده صد روزه اش

مثل ایجاد چهار میلیون شغلش

مثل ...

درباره سند 2030 اطمینان داد! مگر در مورد برجام اطمینان نداد!؟ رهبر نگذاشت والا درباره موشک ها هم اطمینان می داد و شهرهای موشکی را بتون می ریخت! . . . اطمینان بخشی اش خراب شده . . . ما دیگر به او اطمینان نداریم . . . مردم هم اطمینان ندارند

رهبر حکیم با آن تندی و صراحت بر علیه آن سند کذایی موضع گرفتند . . . می گوید به رهبر گزارش هایی داده اند که ایشان را نگران کرده اند . . . آیا رهبر براساس گذارش های همینجوری، چنین موضع قاطعی می گیرد؟!!

سند 2030

بعد از انتخابات آقای مکارم هم به صراحت و تندی بر علیه این سند موضع گرفتند . . . حتما به ایشان هم گزارش های اشتباه داده اند!!

اگر مشکلی درباره این سند نیست، چرا یواشکی آنرا اجرا کردید؟! چرا بسیاری از اسنادی را که با خارج امضاء می کنید محرمانه است؟! کسی که مردم را نامحرم می داند، مردم او را محرم نمی دانند!

کلک 2030

فکر کردی ما تو را گذشت می کنیم!؟ ما هم بخاطر شهدای مدافع حرم از تو نمی گذریم . . . بخاطر شهدای هسته ای از تو نمی گذریم . . . بخاطر دانشمندان هسته ای اخراج شده از تو نمی گذریم . . . بخاطر رآکتور بتون ریزی شده از تو نمی گذریم . . . بخاطر نابود شدن عزت ملیمان که با خون پدران شهیدمان به دست آمده بود از تو نمی گذریم . . . بخاطر دروغ گویی در مقابل دوربین با لباس روحانیت از تو نمی گذریم . . . بخاطر مخالفت های مکررت با رهبری از تو نمی گذریم . . . بخاطر توهین های مکررت به منتقدین از تو نمی گذریم . . . بدان و آگاه باش که از تو نمی گذریم.

به ما بلندگو ندادند؛‌ ما با هزینه خود بلندگوی رهبر شدیم و فریاد سر دادیم؛ بخاطر عدم اعتمادی که به تو داشتیم و بخاطر اعتمادی که به رهبر داشتیم و داریم.

تشت رسواییت به زمین افتاده، چرا که بسیاری از رایی که به نفعت به صندوق افتاد، از آنِ منافقین و معاندین و دروغ گویی بنگاه های دروغ پراکن غربی بود و تو از این رای های نجس لذت بردی! رای پاک رای مدافعان حرم در سوریه بود که یک نفرشان هم به تو رای نداد!

 

بخاطر بی حرمتی که در مناظرات به سید محرومان روا داشتی و ایشان را با پررویی «تو» خطاب کردی، ما هم تو را «تو» خطاب می کنیم.


[ سه شنبه 96/3/2 ] [ 9:35 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 11
بازدید دیروز: 69
کل بازدیدها: 96191





Powered by WebGozar