سفارش تبلیغ
صبا

حضرت عشق جل جلاله
 

همه طلبه ها مثل هم زندگی نمی کنند

اما زندگی من با عده ای از آنها شباهت دارد

حقیر زندگی خود را در اینجا می نویسم تا زندگی عده ای از طلاب را برایتان شرح داده باشم

خدا کند مورد پسند امام زمانمان واقع شویم اگرچه هیچکس مارا نپسندد!!

در مورد تصویر سمت چپ، اینجا را کلیک فرمایید.


[ یادداشت ثابت - سه شنبه 91/6/15 ] [ 3:0 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

 

بالاخره بعد از مدتی رجز خوانی ترامپ گاودوش، دیشب ساعت 4 با همراهی فرانسه و انگلیس حدود 100 موشک را از ناوها و جنگنده هایشان به چند نقطه نظامی و علمی در سوریه شلیک کردند.

چند سال قبل که کشتی نجات را به یمن فرستادیم، جان کری به ظریف گفت این حرکت را تحمل نمی کنیم و ایران که نمی خواست در انظار عمومی ضایع شود محموله کشتی را بازنگرداند و آنرا به جیبوتی برد و گفت سازمان ملل مواد غذایی و دارویی را به یمن ببرد. البته بار کشتی در جیبوتی توسط گرسنه های آنجا غارت شد!

ترامپ هم که از مدتی قبل سروصدا راه انداخته که حمله می کنیم، وقتی با تهدیدات مهمی روبرو شد مجبور بود در حد محدود خودی نشان دهد تا ضایع نشود. بنابراین یک حمله کاملا نمایشی با هماهنگی که با روسها انجام داده بود صورت گرفت.

تمام نقاط هدف از قبل تخلیه شده بود و اکثر موشک های شلیک شده، یا توسط پدافند هوایی سوریه منهدم شد و یا منحرف و به هدف اصابت نکرد. مثل چندی قبل که به پایگاه شعیرات سوریه حمله کرد و آن زمان هم پایگاه از قبل تخلیه شده بود و صرفا چند موشک به بیابان زد!

پاسخ پدافند سوریه به موشک های آمریکا، انگلیس و فرانسه

اما در این مدت روسها وعده هایی دادند که اگر پاسخی ندهند این بار آنها ضایع می شوند و باید منتظر حرکتی از روسها بود.

ایران هم که در این مدت سروصدای چندانی نداشت، روی زمین فعالیت های خوبی انجام داد که در صورت جدی شدن حمله به سوریه، پاسخ دندان شکن بدهد. البته پاسخ به حمله رژیم صهیون به t4   قطعی خواهد بود و تا کنون این حرکت را با موشک های یمن به ریاض و سخنان اخیر نصرالله جواب داده تا ترس را کاملا بر صهیونیست ها مستولی کند.

آرامش امروز صبح در دمش بعد از حمله آمریکا:

آرامش در دمش بعد از حمله نمایشی آمریکا

آرامش در دمش بعد از حمله نمایشی آمریکا

 


[ شنبه 97/1/25 ] [ 11:8 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

 

خدا را شاکرم که امروز توفیق داد توانستم به وقت شام را ببینم.

نکات مهمی در فیلم به آنها اشاره شده که البته بیشتر برای کسانی که ماجرای سوریه را پیگیری می کنند معلوم خواهد بود. مثل اینکه اشاره ای به دلیل همراهی اولیه برخی شیوخ سوریه با داعش دارد، یا اینکه برخی از داعشیان کسانی بودند که در غرب به فساد و هرزگی مشهور بوده اند و حالا خود را به نام اسلام به سوریه رسانده اند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند.

برخلاف یتیم خانه که با همه ناراحت کنندگی اش آخرش انسان احساس شعفی درونی می کند، این فیلم شما را با ناراحتی به حال خود رها می کند. شاید سازنده خواسته این ناراحتی باقی بماند تا بیننده پس از دیدن فیلم به این فکر کند که پاسخ این همه سختی و رنج مدافعان حرم و خانواده هایشان را چه کسی خواهد داد؟!

در واقع تفاوتی که بین یتیم خانه و به وقت شام است این است که یتیم خانه، آن غرور و پیروزی که با زحمت نیروهای انقلابی برای همه ملت به دست می آید را نشان می دهد و به وقت شام، آن سختی و غم و غصه ای که همان نیروهای انقلابی و خانواده شان متحمل می شوند را (و البته در شعف آن پیروزی و غرور گاهی فراموش می شود).

به دوستان توصه می کنم حتما فیلم را در سینما تماشا کنند. نادیده گرفتن این زحمت، بی انصافی است و حداقل انصاف این است که فیلم را در سینما تماشا کنیم. البته به نظر حقیر بردن کودکانتون به همراه خود برای دیدن فیلم به صلاح نمی باشد.

سلامتی عمو ابراهیم صلوات

 


[ سه شنبه 97/1/21 ] [ 5:31 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

 

«با معرفت»، صرفا عنوانی نیست که در کوچه و خیابان به معنای «با مرام» بکار می رود. بلکه معرفت عنوانی است که به معنای آگاهی و دانش در مجامع علمی کاربرد دارد.

از جمله مباحث بسیار با اهمیت، راه رسیدن به معرفت و کسب دانش است.

روزگاری دنیای غرب چنان بر طبل حس گرایی میکوبید که همه دانش هایی که از راه غیر حس به دست می آمدند مثل راه عقل و وحی را مردود می شمرد. اما از آنجا که هر افراطی به تفریط منجر می شود، امروز در فلسفه علم به نسبی گرایی رسیده است و به همه راه ها از رمالی گرفته تا وحی نگاه یکسان دارد!

اما این جای بسی افتخار است که سیر کلی مذهب شیعه تقریبا همیشه در این بحث نگاهی اعتدالی و عقل گرا داشته است؛ نه مثل متمدن نماهای غربی فقط تجربه را معتبر دانسته، و نه مثل سلفی ها صرفا نگاهی نقل گرا به معرفت دینی داشته است.

در این میان به نظر می رسد تفکر داعش از سلفیه هم سخیف تر است و می توان به عبارتی گفت سلفیه افراطی. چرا که وهابی ها سعی دارند همه معرفت دینیشان را از راه نقل استنباط نمایند. اما داعشی ها نگاهشان اصلا معرفتی نیست؛ بلکه صرفا یک تقلید از تاریخ است! بدین معنی که فکر می کنند هرآنچه در دوره خلافت اموی و عباسی رخ داده است اعمالی اسلامی بوده و باید آنها را انجام داد. مثل برخی که فکر می کنند اگر عربی حرف بزنند اسلامی حرف زده اند!مثلا فکر می کرد باید برده داری را به همان سبک قدیم دوباره رواج دهد، یا اینکه قصد داشت همان مناطقی را که در دوره خلافت مذکور به عنوان سرزمین ها اسلامی بوده است را تصرف نماید و... .

برباد رفته

 بسیاری از اعمال دواعش را نمی توان به اسلام مرتبط ساخت مگر با همین نگاه و تحلیل که همه اعمال خلفایی که به نام اسلام حکم رانده اند را اسلامی بدانیم.

البته این نگاه در جامعه ما نیز گاها مشاهده می شود. چرا که برخی فکر می کنند حال که جمهوری اسلامی است هر رفتاری از مسئولین آن سر بزند، اسلامی است و آنرا به اسلام مرتبط می سازند! از مجوز های وزارت ارشادش گرفته تا بانک های ربوی اش و ... .

 


[ دوشنبه 97/1/20 ] [ 9:9 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

 

در ایام تعطیلات نوروز شبی دوستان در منزل یکی از بزرگان جمع بودند و از حقیر که معمم بودم خواستند نماز را همانجا به جماعت اقامه کنیم. وقتی برای نماز آماده می شدیم، یکی از دوستان اصلاح طلب به شوخی گفت: «ببینید ما اصلاح طلبان چقدر با اخلاقیم، حاضریم پشت سر یک اصولگرا نماز بخوانیم». حقیر آنجا عرض کردم که اصولگرا نیستم و ... بگذریم. اما درباره این جمله تحلیلی دارم:

این جمله و این نوع نگاه، خود یعنی سکولاریزم. توضیح اینکه:

سالها قبل یکی از اساتید می گفت برخی امور که در جامعه متدینین مهم قلمداد می شوند، در دین از آن اهمیت برخوردار نیستند و برعکس. مثال ایشان این بود که غیبت و تهمت و دروغ و ... اموری اند که در منابع دینی از اهمیتی بیش از حجاب برخورداراند؛ اما در میان متدینین، حجاب از اینها مهمتر قلمداد شده است.

عرض حقیر همان کلام استاد است اما با تغییر اساسی در مثال ها. از جمله اموری که در فهم عمیق دین، لازم است این است که باید گوهر اجتماعی دین را شناسایی کرد که به نظر می رسد عدالت باشد؛ و آن وقت سایر مسائل اجتماعی به ترتیب اولویت در اطراف آن قرار خواهند گرفت.

متاسفانه در جمهوری اسلامی آنچه در عمل به عنوان معیار دینی بودن قرار گرفته است، امور قشری و ظاهر دین مثل ریش، حجاب، نماز، شرکت در دعاها و ... است و اما عدالت، استکبار ستیزی، مبارزه با ظلم، نفی اشرافی گری، به نحوی به آنها نگریسته شده که گویا صرفا امور سیاسی اند و ربطی به دین ندارند!! در حالی که درستش این است که گفته شود عدالت، ظلم ستیزی، مبارزه با اشرافی گری، تولید ثروت برای جامعه و از آن راه کمک به نیازمندان، و اموری از این دست، در نگاه اجتماعی دین اصل هستند و متدین واقعی کسی است که به این امور اهمیت دهد. بله اینها بدون نماز و ظواهر دین، انحراف محسوب می شوند. همانطور که معنویت بدون ظاهر دین انحراف است؛ چنانچه مغز گردو اگر پوسته نداشته باشد فاسد خواهد شد. ظاهر دین باید باشد؛ اما آیا به قیمت رها کردن باطن آن؟ اگر باطن را رها کنیم و صرفا به ظاهر تکیه زنیم می شود همین که الان شده است. یعنی عده ای نماز می خوانند و دعا می کنند و ریش می گذارند... اما بحث مبارزه با ظلم، مبارزه با اشرافی گری که می شود خود، اشرافی زندگی می کنند، دستشان با ظالم در یک کاسه است، به جای مبارزه با استکبار، اهل مذاکره با آن هستند تا جایی که عاشورا را به درس مذاکره تحریف می کنند!

خدای متعال در قرآن می فرماید پیامبران را فرستادیم تا مردم قیام به عدالت کنند(حدید/25). نمی فرماید تا عبادت کنند. بله درباره خلقت انسان می فرماید تا عبادت کند.(ذاریات/56) اما مگر بدون عدالت و با وجود فقر، عبادت محقق می شود؟! مگر نفرمودند که فقر نزدیک است که منجر به کفر شود؟!(کافی/ج2/ص307) بیان رهبر در تبیین این مساله مثل همیشه روشنگر است:

«از جمله‌ى چیزهایى که مردم را به بهشت نزدیک میکند، بهبود معیشت مردم است؛ کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ کُفرا. جامعه‌اى که در آن فقر باشد، بیکارى باشد، مشکلات معیشتىِ غیر قابل حل وجود داشته باشد، اختلاف طبقاتى باشد، تبعیض باشد، شکاف طبقاتى باشد، حالت آرامش ایمانى پیدا نمیکند. فقر، انسانها را به فساد میکشاند، به کفر میکشاند؛ فقر را باید ریشه‌کن کرد. کار اقتصادى، فعّالیّت اقتصادى باید به‌طور جدّى در برنامه‌هاى مسئولین قرار بگیرد، که خب امروز بحمداللَّه مسئولین دنبال این چیزها هستند. فکرها را باید منتظم کرد، راه را باید درست تشخیص داد، درست باید حرکت کرد   . 23/02/93»

خلاصه اینکه یکی از ریشه های فرهنگی فسادزا، همین نوع نگاه است که ما نمازمان که دین است، پشت سر شما می خوانیم و با شماییم، اما مسائل اجتماعیمان ربطی به دین ندارد. چرا که دین در همان نماز و ریش و حجاب و ... خلاصه شد.

اصلا آرزوی ظهور امام زمان برای چیست؟ برای نفی ظلم و برقراری عدالت یا خواندن دعای ندبه؟! بله دعای ندبه هم خوب است. اما به شرطی که در کنار مبارزه با ظلم باشد. همانطور که اصل دعا کردن خوب است؛ اما به شرطی که با عمل همراه باشد که قاعده درست این است که از تو حرکت از من برکت. تا حرکت و عمل نباشد به دعای تنها آبی گرم نمی شود.

البته چنانچه اشاره شد منظور از اهمیت عدالت و ... این نیست که نماز و عبادیات اهمیت ندارد. بلکه بحث در جدا سازی این دو و بخشی را به عنوان دین و بخش دیگر را جدای از دین قلمداد نمودن است. ایمان به بخشی از دین و کفر به بخش دیگر دین را خدای متعال در قرآن رد می کند.(نساء/150، بقره/85)

 

 


[ شنبه 97/1/18 ] [ 6:19 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

چنانچه دیروز در مطلبی با عنوان «خرابکاری مسئولین قم» عرض کردم، راهپیمایی قم بر علیه اغتشاشات چند روز اخیر، با مشکل لغو و برقراری مجدد توسط شورای تامین استان، مواجه شد که ما با خوشبینی تمام، آنرا بی نظمی قلمداد نمودیم. اما این مساله، دلیلی بدبینانه ای نیز می تواند داشته باشد که لطفا بخوانید:

دولت اشرافگرایان چهاردرصدی از این می ترسد که تجمعات مردمی که احتمالا با خرابکاری خود دولتی ها از مسیر منحرف شده، به مسیر اصلی خود که از ابتدا آغاز شده بود باز گردد و در واقع مشکلات معیشتی که دولت عهده دار اصلی آن است را هدف قرار دهد.

از دیگرسو، برکسی پوشیده نیست که تجمع قم این توانایی را دارد که در این خصوص خط شکن و الگو باشد. از این جهت شورای تامین استان برای گسترده نشدن تجمع قم، یک ساعت قبل از راهپیمایی لغو راهپیمایی و ساعتی بعد برقراری آنرا اعلام می نماید تا به نحوی این پتانسیل را بسوزاند و اگر هم شعاری بر علیه بیکاری و گرانی و ... سر داده شد با توجه به کمبود جمعیت، آنرا به نام عده ای قلیل جا زده و مساله را به اصطلاح، ماست مالیزه نماید!

البته امیدوارم حق با همان تحلیل دیروزمان باشد!

 

اما این تحلیل، صحیح باشد یا ناصحیح، ضروری به نظر می رسد امروز که اغتشاشات پایان یافته و تجمعات گسترده و مختلفی در کشور بر علیه آشوبگران در حال وقوع است، شعارها صرفا بر علیه آشوبگران و حامیانشان سر داده نشود؛ بلکه مطالبات بحق مردم که از ابتدا باعث تجمع شده بود به تجمعات، بازگردد و به شعار اصلی راهپیمایی ها تبدیل شود و تجمعی فراگیر تشکیل شود برای احقاق حق ملت و رساندن خبر فشار و سختی مشکلات به گوش مسئولین اشرافی که تا آرنج دست در گوش خود نهاده اند و صدای فقر و بیکاری و مشکلات را نمی شنوند!!


[ پنج شنبه 96/10/14 ] [ 9:42 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

از دو روز قبل صدا و سیمای قم، مرکز خدمات حوزه، حضرت آیت الله نوری همدانی و سایر نهاد های انقلابی، مردم شریف قم را به راهپیمایی روز چهارشنبه 13 دیماه 96 دعوت کردند.

اما یک ساعت مانده به شروع راهپیمایی خبر آمد که بخاطر تصمیم شورای تامین استان، راهپیمایی لغو شده است!

یک ساعت بعد از این خبر، باز خبر آمد که از شورای تامین اجازه گرفته شده و راهپیمایی برقرار می باشد!

نیم ساعت بعد باز پیامک آمد که خروش خودجوش مردم قم در میدان جانبازان در جریان است بشتابید!

آیا شورای تامین از دو روز قبل مجوز نداده بود یا اینکه مجوزداده بود و بعد لغو کرد؟!

 

این بی نظمی واقعا مایه تاسف است. ما که راهمان دور بود و دیگر فرصت نکردیم خود را به این خروش خودجوش برسانیم. اما خدا باعث و بانی این بی نظمی را لعنت کند.


[ چهارشنبه 96/10/13 ] [ 10:58 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

1 . حضور حماسه ساز مردم در سالرو نهم دی ماه، روز بصیرت

خوشبختانه زمان شروع فتنه اخیر یا بدون برنامه ریزی بود و در واقع نوعی سوء استفاده از مطالبه گری به حق مردم بود که بدون انگیزه سیاسی امنیتی بر علیه نظام آغاز شده بود، و یا بسیار احمقانه برنامه ریزی شده بود. چرا که چند روز قبل از سالروز حماسه نهم دی بود و حضور دوباره مردم در این روز، آنرا در نطفه خفه کرد و حساب مردم را از ارازل و اوباش جدا ساخت.

2 . افزایش آگاهی مردم نسبت به تبعات مخرب فتنه و آشوب و بیشتر شدن مشکلات با حرکت های خیابانی

بعد از فتنه 88، تبلیغات و بصیرت افزایی های فراوانی صورت گرفت که البته پشتوانه اصلی آن، صحبت های روشنگرانه رهبر معظم بود و این آگاهی بخشی تاثیر بسزایی در عدم همراهی مردم با فتنه اخیر بود. در سالهای گذشته برخی به رهبر ایراد می گرفتند که چرا ایشان اینقدر از فتنه می گویند و چرا دست بردار نیستند!

3 . حضور طرفداران فتنه 88 در راس امور اجرایی کشور

متاسفانه در فتنه گذشته، بخشی از بدنه نظام، خود در راس فتنه بودند و فرزندانشان در کف خیابان ها اغتشاشات را فرماندهی می کردند. اما امروز خود آنها مسئولیت امور اجرایی کشور را چه در دولت و چه در شهرداری تهران و سایر مراکز بر عهده دارند و نمی خواهند قدرت و پست هایشان خدشه دار شود. این مساله موجب اتحاد مسئولین و طیف های مختلف سیاسی در کشور بر علیه فتنه گران شد و به عبارت دیگر این فتنه، برخلاف سال 88 که ساکتین فتنه تاثیر زیادی در گسترش اغتشاشات داشتند، تقریبا ساکت نداشت.

4 . متفاوت بودن طراحی فتنه اخیر با فتنه 88

در سال 88 هم آمریکا به دست اوباما اداره می شد که نسبت به ترامپ، فردی باهوش بود و هم عربستان به دست بن سلمان دیوانه و عجول نبود. برنامه ریزی آن فتنه پیچیده تر و حساس تر بود و سعی داشت حضور حداکثری مردم را داشته باشد. اما فتنه اخیر با روحیات بن سلمان و ترامپ سازگار است؛ چرا که سریعا وارد فاز نظامی و امنیتی شد و فضا را برای برخورد محکمتر با آن آماده ساخت.

به لطف حضرت حق، ملت ایران از این گردنه نیز به راحتی عبور خواهد کرد و داغ تضعیف نظام را بر دل سیاه دشمنانش خواهد نشاند.


[ چهارشنبه 96/10/13 ] [ 10:49 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

در چند سال اخیر، گرانی با شیب ملایم برق در زمستان و گاز در تابستان و سکوت نجیبانه ملت، کار را به جایی رساند که در چند روز اخیر، مرغ ها هم تخمشان را از ما دریغ کردند و در همین راستا، زنگنه هم به فکر گران کردن بنزینش افتاد!

گرانی با شیب ملایم

... و این شیب ملایم، عده ای از مردم را نه از سر لجاجت یا عناد که از سر ناچاری به خیابان کشاند تا حق اثبات شده خود در قانون اساسی را از دولت بستانند

... اگرچه روش این حق گیری، روشی اشتباه بود و همین اشتباه، باز دشمن خارجی و دنباله داخلی اش را به طمع انداخت تا از احساسات ملت، بدترین کار را که همان فتنه گری است رقم بزند که البته به لطف حق باز هم نهم دیماه حماسه ساز شد.

باز هم نهم دیماه و حماسه ای دیگر

اما از آنجا که این بار مساله از اقتصاد شروع شد و یکی از مسائلی که دشمن در تحریک ملت از آن بهره ها می برد بودجه حوزه و زندگی طلاب است، چند کلمه ای در این خصوص بخوانید:

شاید بتوان دلیل انتشار بودجه حوزه و عدم انتشار بودجه حقوق مدیران نجومی و ... را حدس زد، اما در عجبم چرا مسئولین حوزه در خصوص بودجه حوزه که از بیت المال اخذ می شود هیچ توضیحی نمی دهند؟! چرا نمی گویند از این پول، چیزی به جیب طلاب نمی رود. در اینکه این بودجه کجا خرج می شود ما اولین مدعی هستیم. چرا که به نام ما خرج می شود. همانطور که در خصوص معیشت و اوضاع اقتصادی جامعه اولین مدعی هستیم. چرا که آنجا هم کیف و لذتش برای دیگران و ناسزایش برای طلاب است.

حقیر یک نمونه کوچک از طلاب معمولی حوزه هستم. حدود چهارده سال از شهادت پدرم در شلمچه می گذشت که از خانه و کاشانه و مادر، جدا شده به قم آمدم و پس از تلاش هفده ساله در حوزه علمیه قم و چند سال درس خارج و اخذ مدرک دکتری از دانشگاه، امروز زندگی خود، همسر و سه فرزندم را با پانصدهزارتومان شهریه حوزه می گذرانم و بنیاد شهید هم می گوید نمی توانیم در مورد شغل، کاری برای شما انجام دهیم.

 

خلاصه این که در بحث اقتصادی و معیشتی ما طلاب مدعیان صف اول هستیم. اما چه کنیم که سکوت نجیبانه ای که بخاطر علاقه به انقلاب از خود نشان دادیم موجب ضایع شدن حقمان و روانه شدن انواع تهمت ها به ما شده و عده ای را به این اشتباه انداخته که اوضاع زندگی طلاب به سامان است؛ در حالی که قطعا طلاب، یکی از ضعیفترین اقشار جامعه از نظر اقتصادی هستند.


[ یکشنبه 96/10/10 ] [ 7:30 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

با سلام و ادب خدمت شما خواهر بزرگوار و عرض تبریک به مناسبت ورودتان به دانشگاه. امیدوارم با ورق خوردن برگی تازه از زندگیتان، این دوران را با امید و شادی آغاز نموده باشید و با کامیابی و موفقیت به پایان ببرید.

چنانچه در این مدت مشاهده نموده اید تلاش و کوشش علمی در فضای دانشگاه با فضای مدرسه، قدری متفاوت است. در دانشگاه با توجه به دوری از خانه و خانواده و همراهی بیشتر با دوستان و هم کلاسی ها شما از اختیار و آزادی عمل بیشتری برخوردارید و با توجه به حضور طیف ها و گروه های مختلف فکری در فضای دانشگاه، قدرت انتخاب شما نیز افزایش میابد و این شمایید که با تصمیم گیری های مناسب زندگی خود و آینده خود را خواهید ساخت و کمتر از قبل، دیگران برای شما تصمیم خواهند گرفت؛ بنابر این شما بیش از پیش مسئول اعمال خود خواهید بود. انسان هرچه از نظر سنی بزرگتر شود و در موقعیت های جدید قرار گیرد با توجه به استفاده مناسب از آن جایگاه می تواند بر رشد خود بیافزاید؛ یا برعکس با عدم استفاده مناسب از آن موقعیت، اندوه و حسرت سالهای بعد را برای خود و اطرافیان رقم بزند. به عبارت دیگر بزرگی انسان نه به افزایش سن، بلکه به استفاده مناسب از موقعیت های زندگی و تقویت بُعد انسانی خود می باشد که از خدای متعال توفیق شما در این عرصه را خواستارم.

و اما یک داستان...

سال ها قبل مردم این سرزمین تصمیم گرفتند نظامی در این کشور حاکم باشد که بر اساس مبانی دینی اداره شود. این مساله ریشه در پیشینه قدیم و حتی باستانی این ملت داشت و در واقع بخشی از انگیزه مردم برای انقلاب، مقابله با حرکتی بود که از سوی غرب و غرب گرایان در ایران بر علیه دین، آغاز شده بود. تا قبل از انقلاب اسلامی دو نظریه مهم برای اداره جامعه در دنیا مطرح بود. یکی کمونیسم و دیگری لیبرالیسم که اینها در واقع مبانی تشکیل دو بلوک شرق و غرب را به رهبری شوروی و آمریکا بر عهده داشتند. اما با ظهور انقلاب اسلامی نظریه ای جدید در مقابل دو نظریه موجود، مطرح شد. در حالی که بسیاری از نظریه پردازان جهان معتقد بودند دوران دین و دین داری سپری شده و زین پس، انسان بدون نیاز به خدا و تنها با تکیه بر عقل خود جهان را اداره خواهد کرد و زندگیش را خواهد ساخت، انقلابی به وقوع پیوست که اندیشمندان جهان را مبهوت خود ساخت؛ چرا که ادعا می کرد می توان جامعه را با جمع میان دین و عقل اداره کرد و این چیزی بود که هیچیک از دو نظام رایج آن دوره نمی پذیرفتند. کمونیست ها که به شدت مخالف دین بودند و با آن مبارزه می کردند و لیبرال ها اگرچه مخالف اصل دین نبودند اما حرفشان این بود که دین، حق دخالت در امور جامعه را ندارد و صرفا باید به گوشه مساجد و صومعه ها عزلت گزیند و به عبادت خود بپردازد و اداره دنیا را به ما بسپارد!

میشل فوکو. اندیشمندی غربی که از انقلاب اسلامی خوشش آمده بود

امروز با گذشت نزدیک به چهل سال از آن انقلاب و با وجود تمام مشکلاتی که چه از ناحیه دشمنان و چه از خرابکاری و یا اشتباهات دوستان ایجاد شده و می شود، این جمهوری اسلامی است که با فروپاشی بلوک شرق و تجزیه شوروی، در مقابل لیبرالیسم قد علم کرده و هر کس که در مسائل بین الملل کمترین مطالعه و دقتی داشته باشد اذعان دارد که در بسیاری از میدان ها با تکیه بر دو محور عقل و دین، نظام مجهز و پیچیده و بسیار قدرتمند غرب را شکست داده است. جهان، دو قطبی ماند؛ اما این بار یک طرف قضیه نه کمونیست، بلکه انقلاب اسلامیست و این بار این تمدن غرب است که به سوی فروپاشی پیش می رود(دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره اینجور جاها کاربرد داره!)

این حرکت همانقدر که لرزه بر اندام هژمونی مستکبر غربی انداخته؛ در دل عالمان آزاداندیش جهان و مستضعفین عالم، امید و محبت ایجاد نموده که هر از گاهی انقلابی در گوشه و کنار این کره خاکی با تاثیر پذیری از حرکت عظیم ملت ایران ایجاد می شود که گاه به نتیجه می رسد و اگر هم سرکوب شود صرفا تعلیق شده و پس از مدتی دوباره ... . بدون شک این آغاز راه است و این حرکت باقی خواهد ماند به لطف حق.

و اما بحث در این است که ما کجای این معرکه عظیم ایستاده ایم!

بدون شک هر یک از ما در قبال تمام زحماتی که برای این انقلاب کشیده شده و قطره قطره خون هایی که برای رشد این حرکت ریخته شده مسئولیت و وظایفی داریم. امکاناتی که امروز حقیر و شما در دانشگاه از آن بهره مندیم از این فداکاری ها حاصل شده است.

از جمله وظایف بسیار مهم در این خصوص، معرفی تفکرات انقلاب به دنیاست که از اهمیت ویژه ای برخوردار است و البته مردم مغرب زمین و سایر ملل دنیا نیز تشنه شنیدن آن هستند. رشته ای که شما به توفیق الهی بدان راه یافته اید یکی از ابزار های مهم در این زمینه است که می توانید به خوبی از آن در این جهت بهره ببرید. ترجمه نوشته هایی که به صورت کتاب یا مقاله به زبان فارسی نوشته می شوند و از نظر محتوایی اثری فاخر به حساب می آیند به زبان های دیگر، فعالیتی است که امروزه به شدت مورد نیاز است که می تواند قدمی مثبت در پیشبرد انقلاب محسوب گردد؛ انقلابی که قطعا رو به تعالیست و هر کس خود را با او همراه نماید تعالی و رشد خواهد یافت و در تاریخ ماندگار خواهد شد.

البته لازمه تحقق این مهم، این است که مقهور فضای گاها احساسی دانشگاه و برخی دوستان نشوید و با تعیین جایگاه خود در جنگ جهانی موجود بین دو جبهه حق و باطل، بدون توجه به حرف و حدیث ها و طعنه و کنایه های این و آن برای تثبیت این جایگاه برنامه ریزی نمایید و با اراده قوی و توکل به حضرت حق، آن برنامه را محقق سازید.

تا یادم نرفته اینرا نیز یادآوری کنم که با خواندن زبان فرانسه ممکن است گاهی ظاهر پیشرفت غرب شما را مقهور خود سازد و فرهنگ غنی بومی را در ذهن شما کمرنگ جلوه دهد. فراموش نکنید که این فقط ظاهر تمدنی پوسیده است که با همه رنگ و لعابش رو به فروپاشی است. گذشته از اینکه هر وقت چنین اتفاقی برایتان افتاد، آن شعر مرحوم پروین اعتصامی را به یاد آورید که:

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی/ فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم/ کین تابناک چیست که بر تاج پادشاست ...

نزدیک رفت پیرزنی کوژ پشت و گفت/ این اشک دیده من و خون دل شماست ...

چرا که این تاج چشم نواز و براق که غرب بر سر خود نهاده و به ملت های جهان فخر می فروشد، با کشتار و غارت اموال ملت های جهان پدید آمده است.

در آخر، با عذر خواهی از اطاله کلام، بار دیگر قبولی شما در دانشگاه را تبریک می گویم و از پروردگار عالم موفقیت روز افزون شما را خواهانم.

این توضیح را نیز اضافه نمایم که از آنجا که فکر کردم شما تنها مخاطب این نامه نیستید، نامه را از این طریق به دستتان رساندم!

 

محمد حسین بلاغی

1396/9/7


[ سه شنبه 96/9/7 ] [ 2:35 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 97
بازدید دیروز: 34
کل بازدیدها: 103420





Powered by WebGozar