سفارش تبلیغ
صبا

حضرت عشق جل جلاله
 

 

یکی از راه هایی که می توان  بوسیله آن دریافت که مسئله ای فطریست و از نهان بشر برمی خیزد،این است که در طول تاریخ و همیشه ،آن مسئله را بشر رعایت می کرده است.

اصل پوشش،برای بشر اینچنین است.

اولین مطلبی که در تاریخ بشر دراین باره  می توان یافت داستان لباس حضرت آدم وهمسرش حواست که با برهنه شدن ،مجازات شدند وبا برگ درختان خودرا پوشاندند.پس از آن هم چنانچه از تصاویر سنگواره ها و درون غارها به دست می آید تا اواخر قرن نوزدهم ،بشر همواره عفت و حیا را رعایت می کرده و تفاوت در فرهنگ ، سلیقه ، رنگ و جغرافیا هرگز نتوانسته مانع از رعایت فرمان درونی فطری غریزی حیا شود.

براساس یک قانون آشوری ،در حدود 1200 سال قبل از میلاد زنان می بایست هنگام بیرون رفتن از منزل از حجاب استفاده می کردند.

در مصر باستان ،کنیزان ،روسپی ها و رقصندگان از نازلترین طبقات جامعه آنان بودند که گاه برهنه دیده شده اند.

ویل دورانت می گوید :«آرتمیس» الهه عفت (و یکی از خدایان {بت های}یونان باستان )است و عالیترین نمونه دختران جوان به شمار می آید.

در سده چهارم میلادی مرد و زن پیراهن های بلند با آستین های بلند می پوشیدند.

در قرون هفتم تا دهم میلادی هرچه طبقه اجتماعی بالاتر بود پوشش هم بیشتر بود.

در قرون یازدهم تا پانزدهم میلادی در انگلستان زنان موی خود را زیر روسری یا (هدریل)از پارچه کتان پنهان می ساختند.

ویل دورانت میگوید:درزمان فیلیپ دوم(1556 )زنان عفیف دور از مردها غذا صرف می کردندو به ندرت همراه مردان درانظار ظاهر می شدند.هنگامی که از خانه قدم بیرون می نهادند در کالسکه های در بسته می نشستند.

در زمان شکسپیر زن حق نداشت که روی صحنه بیاید و نقش زنان را پسران بازی می کردند.

درقرن هجدهم درفرانسه زنان زیر لباس خود زیرپوش و زیر دامنی و جوراب بلند می پوشیدند.

تا اواخر قرن نوزدهم پوشش و حفظ حیا و عفت درهمه اقوام به انواع گوناگون ادامه داشت.

از سال 1921 به بعد دامن ها کوتاه تر شد (و به زانو رسید)و این امری بی سابقه در تاریخ پوشاک به شمار می رفت.

ویل دورانت معتقد است :بعد از جنگ جهانی دوم و همزمان با انقلاب صنعتی به بهانه آزادی زن و در واقع برای سوء استفاده بیشتر از او مردانی که طالب حذف شرم و حیا بودند زنان را به عرصه فحشا کشاندند.

تاریخ حجاب در ایران را اگر پرودگار عالم لطف کند درمطلب بعد (جمعه آینده)بررسی می کنیم.

 


[ جمعه 91/6/31 ] [ 2:23 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

این چند روزه در هرنقطه ای از عالم  که مسلمانی توانست صدایی به اعتراض بلند کند از این کار دریغ نکرد و ارادت خود را به  ساحت قدسی پیامبر رحمت{ص} نشان داد ...مگر...

همه جا اعتراض بود غیر از مکه و مدینه!!

بالاخره وهابی ها باید حقیقت خود را به گونه ای به جهان اسلام می شناساندند

اینها همانهایند که همه مذاهب اسلامی را کافر میدانند و می گویند همه را باید کشت...

وهابی ها اگرببینند کسی قرآن را روی زمین گذاشته او را به باد کتک می گیرند ...چرا که می گویند به قرآن بی احترامی کرده...

اما در این اوضاع ،صدایی از آنها بلند نشد...غیر از شیعیان عربستان که اکثرا درقطیف تظاهرات کردند و تعدادی از آنها در ریاض...

ای خدا... بشریت را از دست این فرقه از خدا بی خبر نجات بده...آمین...یارب العالمین.


[ دوشنبه 91/6/27 ] [ 11:14 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]


اهل احساسات می دانند اگر احساسات کسی را جریحه دار کنی نباید از او انتظار عکس العملی  عاقلانه داشت...


مساله ای که در بنغازی لیبی رخ داد{مرگ سفیر شیطان بزرگ}اگر چه از نظر عقلی کار درستی نبود اما بانی آن کسانی بودند که احساسات یک و نیم میلیارد مسلمان را جریحه دار کردند و البته سربازان آمریکایی محافظ کنسولگری که با تیر اندازی به تظاهرات آرام بنغازی،بر زخمشان نمک زدند


البته دل ما هم مقداری خنک شد چرا که جرء آن یک میلیارد مسلمیم که احساساتشان جریحه دار شده بود


البته این مطالبی که عرض شد بنا بر این است که کشتن سفیر،کار خودشان نباشد{مثل جریان یازده سپتامبر} که ظاهرا هست!!


توهین ابزار کسی است که منطق ندارد ،کسی که احساس شکست می کند و همه راهها  را بسته می بیند دست به کارهای غیر معقول می زند ، حتی خود کشی!!


شادی روح پیام آور رحمت بلند صلوات...

 


[ جمعه 91/6/24 ] [ 11:26 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]


با اجازه دوستان این بار باید کمی سنگین بنویسم و به بیانی علمی...عذر ما را بپذیرید...

بارها حتی در تلوزیون می بینیم کلمه شانس از زبان افراد با تفکر های مختلف گفته می شود...

ما معتقدیم پرودگار عالم ،همیشه در حال خلق کردن و هدایت مخلوقات است...نه اینکه فقط مارا خلق کرده و بعد از آن دیگر این خود ماییم که زنده مانده ایم ...نه ...بلکه لحظه لحظه زندگیمان از او شارژ میگیریم ...نسبت ما به او مانند نسبت یک لامپ به نیرو گاه برق است...یعنی لحظه لحظه ای که میبینیم و میشنویم و...همه از او نیرو میگیریم ...اینکه گاهی میبینیم هر چه تلاش می کنیم نمیتوانیم مثلا فلان کار بد را انجام دهیم و مشکلاتی سر راهمان سبز می شود به این خاطر است که او در حال هدایت ماست...همانطور که شیطان وسوسه می کند فرشته های الهی هم هدایت میکنند...

با این اوصاف

آیا شانس نیرویی است که غیر از قدرت خدای تعالی است ودر عالم تاثیر دارد؟!؟!؟

اگر بگوییم اصلا تاثیری در عالم ندارد و صرفا کلمه ای است که بر زبان جاری می شود که ظاهر گفتار گویندگان اینرا نمیرساند...وعلاوه بر این، اگر حرف مفت است چرا آنرا تکرار میکنیم؟!؟!

اگر بگوییم تاثیر دارد،آیا قدرتی است غیر از قدرت الهی یا تحت قدرت الهی؟؟؟

اگر دومی است که چرا اسمش را عوض کرده ایم در حالی که خدای تعالی اسمهای نیکویی داردچرا اسم من درآوردی روی آن گذاشته ایم؟!؟!

اگر اولی است{یعنی قدرتی غیر از قدرت الهی} که ظاهرگفتار گویندگان این است {اگرچه گویندگان به این مطلب توجه ندارند،چنانچه خیلی از حرف های دیگر در گفتارمان هست که متوجه معنای دقیق آن نیستیم!!!} این مطلبی است که بر اساس ادله توحید وبطلان آن اثبات شده وما الان در صدد بیان آن نیستیم...

تحلیل:

به نظر بنده ،شانس مطلبی است که مادیون که وجود خدای تعالی را قبول ندارند برای توجیه مسائلی که در عالم اتفاق می افتد و ماآنها را به خدا یا به اعمال انسان نسبت می دهیم  ،کلمه شانس را  اختراع کردند {از خود در آورده اند} تا بتوانند مطالب باطلشان را توجیه کنند...چون وقتی همه چیز را به ماده نسبت می دهند مسائلی در عالم وجود دارد که نمی توان آنها را به ماده نسبت داد...چون برخاسته از شعور است{مثل نظم حاکم بر عالم ودر زندگی خومان هم مثال هدایت ، گذشت} و عالم ماده که شعور ندارد{مگر اینکه کسی بگوید دیوار هم شعور دارد!!!} پس گفتند شانس است !!!

شاید هم منظورشان از شانس ،اتفاق {به معنای فلسفی اش، یعنی موجودی بدون علت به وجود آید!!!} باشد که البته در فلسفه اثبات شده {اگرچه نیاز به اثبات ندارد و مسئله روشن است} که معلول بدون علت نمی شود.

باز هم عذر میخواهم ...این مطلب ،وبلاگی نبود...اما لازم بود ذکرش...و به بیان ساده تر هم نتوانستم...

 


[ جمعه 91/6/17 ] [ 10:56 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

موزهم خریدم

هلو هم...

سه کیلو برنج

سیب زمینی

پیاز و...

همه را که نباید بگویم!!!

خلاصه دیشب تا امروز خیلی حال داد...

حدود بیست میهمان داشتیم...

دیشب تعدادی وامروز هم تعدادی دیگر از عموها و ...

اصلا میهمانی چقدر خوبه

حیف که تواین شلوغی کار و کار وکار که از انسان یک ماشین درست کرده رابطه ها داره کم رنگ میشه...

ارتباطات که بین اقوامه و اسلام به عنوان صله رحم روش تاکید داره...

یکی می گفت انسان کوشا همیشه زمانی برای فراغت خود میابد ولی یک تنبل ،هرگز!!!

 حال ارتباط که نداریم تقصیر را به گردن کارداشتن می اندازیم!!!

بی چاره کار که وقتی نیست یه مشکله وقتی هست هزارتا!!!

ما معمولا سرمون شلوغه و برنامه فشرده ای داریم اما علاقه زیادی به ارتباط داریم و همیشه سعی می کنیم تو برنامه زندگی جایی برای ارتباطات بذاریم...

اینکه دیگران نمی آیند هم مشکلی است برای خودش در بحث ارتباطات ...اما دلیل نرفتن نمی شود چون هدف از زندگی انجام وظیفه است {این قسمت رو کمی آرمانی صحبت کردم که عذر میخوام!!!}

و اینکه می گویند میهمان حبیب خداست و خرجش قبل از خودش می آید و...چقدر حرف درستی است...

به امید دیدار همسایه هامان در خانه شان نه صرفا در راه پله های آپارتمان ها!!!


[ چهارشنبه 91/6/15 ] [ 10:44 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

 

دیشب با دوتا از دوستان ،با خانم و بچه هامون رفتیم پارک،{فرق قم با سایر شهرها اینه که تو قم طلبه ها همه جاهستند...پارک ...صف نانوایی و...برخلاف سایر شهر ها که فقط میتونید تو مسجد پیداشون کنید!!}

خلاصه رفتیم پارک...اسکوتر بچه چهار ساله من رو بچه ای به عنوان دوست ازش گرفته بود و دیگه پیداش نکردیم...اینجور که به نظر میرسید اون بچه به قصد بازی گرفته بود...اما بعد این سوال به ذهنمون اومد که وقتی برده پیش پدر و مادرش اونا نگفتن از کجا آوردی؟!

میگن مقدس اردبیلی {که دیداراش با امام زمان«عج» مشهوره}جایی لباسش رو شسته بود گرفته بود دست تا خشک بشه!!بهش گفتن چرا نمی اندازی روی دیوار این باغ ؟!؟فرموده بود چون ممکنه صاحبش راضی نباشه و خاکی که بخاطر لباس من از دیوار جدامیشه رو مدیونش بشم!!!

این کجا و آن کجا!!نکته بین

 گاهی دیدید ماشین رو پارک میکنی بعد که میای میبینی دوتا آدم هیکل رو کاپوت نشستن!!

بعضی فکر میکنن حق الناس فقط اینه که از دیوار خونه یکی بالا بری...

جایی که ما زندگی می کنیم یه مجتمع آپارتمانیه...وسطش فضای سبزه...برای ماشینا فقط یه خیابون سه متری راه گذاشته شده...کنار خیابون هم ماشینها پارک میکنن...یه ماشین اومده بود کنارماشینایی که پاک کردن، پارک کرده بود،طوری که هیچ ماشینی نمیتونست رد بشه!!وقتی بهش بگی میگه رفتم زود بیام...اما نمیگه شاید تارفتم یه ماشین از را برسه...

این هم  حق الناسه دیگه...گریه‌آور

 

 


[ چهارشنبه 91/6/15 ] [ 2:48 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

 

نیروگاه اتمی بوشهر هم به ظرفیت کامل خود رسید

شاید گفته شود این نیروگاه ،ارزش این همه زحمت  وخرج را نداشته چون از نظر مقدار برق تولیدی اش به اندازه حدود دو نیروگاه حرارتی پانصد مگاواتی برق تولید میکند

اما دوست من

مهم این است که ما با انجام این کار به دنیا ثابت کردیم با تمام دشمنی هایشان، ما میتوانیم ،اگرچه همه دنیا در مقابل ما بایستد!!مدرک داشتن

این اراده به اندازه همه دنیا ارزش داردنآفرین

حالا مسائل آینده نگری در بحث انرژی و محیط زیست و...بماند

 


[ سه شنبه 91/6/14 ] [ 4:43 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

 

مرغ گران می شود کار آخوند هاست!!!

تخم مرغ گران می شود کار آخوند هاست!!!

ماشین پنچر می شود کار آخوند هاست!!!

بچه اذیت می کند کار آخوندهاست!!!

به نظر شما منظور از«آخوندها»در جملات بالا فقط روحانیونی اند که در کشور کار اجرایی دارند یا شامل طلبه هایی که مثل دانشجویان صرفا مشغول تحصیل یا کار فرهنگی اند هم می شود؟!؟!

به نظر من کسانی که این جملات را می گویند منظورشان دومی هم هست!!!

همین چند روز قبل تو فیس بوک فارسی{که فیلترهم نیست} یه نفر به من میگه:«چرا فیلتر می کنید؟»

چرا بعضی ها،هرمشکلی را که دارند، به ما که هیچ مسئولیت اجرایی در هیچ جایی نداریم و به قول خودمان هیچ جایی خرمان هم نمیرود ،نسبت می دهند!!؟؟

آیا اگر به بچه همین افراد که دانشجوست بگوییم «کمیاب شدن کش تمبان در روستای شاسقول آباد فلان بخش محروم کشور بخاطر کوتاهی شما دانشجوی عزیز بوده» پدر و مادر این دانشجوی عزیز که مشکلات کشور را{مشکلاتی که به مسئولین هم نسبت ندارد} به ما طلبه ها نسبت می دهند،از این اتهام ما به فرزندشان خوشحال می شوند؟!؟!

شما جواب بدید... لطفا

 


[ یکشنبه 91/6/12 ] [ 11:27 عصر ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

بوداییان افراطی دو کودک را در میانمار به جرم مسلمان بودن،زنده زنده سوزاندند

مدتیه اوضاع مسلمانان میانمار خیلی خرابه و حدود شصت هزار نفر در حدود دوماه به جرم مسلمان بودن کشته شده اند.

سوال:

چرا با وجود همه اینها صدا و سیمای ما که هیچ حتی ظاهرا مسئولین هم حرفی از این مسئله نمی زنند؟

جواب :

چند احتمال:

1مسلمانان میانمار مشکلی دارند که ما نمی دانیم!!!

2مسئولین در حال انجام کارهایی هستند اما ما خبر نداریم !!!

3مصلحتی هست که فعلا در این ماجرا دخالت نکنیم!!!

4بی خیالی مسئولین!!!

5 نمی دانم...!!!

امیدوارم دوستان در فضای مجازی ،وظیفه بر زمین مانده مسئولین را انجام دهند...!!!


[ جمعه 91/6/10 ] [ 4:14 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]

سلام فسا نام سایتی است که به لطف خدا در برابر آن دسته از مسئولینی که ادعای ولایت مداری دارند اما...ایستاده است.

خدا حفظشون کنه .


[ جمعه 91/6/10 ] [ 3:42 صبح ] [ محمدحسین بلاغی ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 10
بازدید دیروز: 53
کل بازدیدها: 106790





Powered by WebGozar